می 25, 2024

«فکر کنم خیالم راحت شد»: زندگی در آن سوی طلاق در سنین بلوغ | روابط

0

“من کیت کریستی 53 ساله درباره پایان ازدواج 22 ساله خود می گوید: “احساس می کردم آینده ام دزدیده شده است.” او به من گفت: «دیگر دوستت ندارم. من می خواهم ازدواجمان را ترک کنم. “من می خواهم این فرصت را داشته باشم که وقتی هنوز جوان هستم، شخص دیگری را ببینم و عاشق او شوم.” و تمام.

من واقعاً احساس کوری می کردم. من عصبانی، ناراحت و رنجیده بودم.»

کریستی یکی از تعداد فزاینده ای از افراد بالای 50 سال است که زندگی پس از جدایی و طلاق را دنبال می کنند.

دکتر روانشناس بالینی می گوید: «قطعاً افزایش طلاق در اواخر عمر نسبت به 10 سال پیش وجود دارد». راشیکا گومز. این مشاهدات توسط آخرین نتایج تحقیقات این موسسه پشتیبانی می شود موسسه مطالعات خانواده استرالیاکه نشان می دهد نسبت طلاق در میان زوج هایی که به مدت 20 سال یا بیشتر ازدواج کرده اند از حدود 20 درصد در دهه های 1980 و 1990 به بیش از 25 درصد در سال 2021 افزایش یافته است.

بعداً طلاق گرفت: آن مک‌کریا در امتداد ساحل در Worimi در نیو ساوت ولز قدم می‌زند. عکس: برایدی پیاف/ گاردین

دکتر. گومز همچنین متوجه افزایش تعداد کسانی شده است که در ازدواج های قدیمی به دنبال مشاوره روابط هستند. “آنها به دنبال نظر بیرونی هستند که آیا چیزی اشتباه است یا خیر، زیرا وقتی در داخل هستید نمی توانید آن را ببینید.”

این یک مشاور بود که به برودی* کمک کرد تا ازدواج خود را با ترن هوایی به خاطر آنچه که بود ببیند – سوء استفاده عاطفی. این زن 63 ساله درباره مشاورش می گوید: «او ناجی من بود. اما خانواده و دوستان از اینکه برودی پس از 32 سال آن را ترک کرد، شوکه شدند. “ما به عنوان زوج طلایی شناخته می شدیم.” او سرش را تکان می دهد. “این سخت ترین کاری بود که باید انجام می دادم.”

برودی می گوید که زندگی در طرف مقابل هرگز بهتر از این نبوده است. “لعنتی عالیه من می توانم آفتاب را احساس کنم. صدای پرندگان را می شنوم من خودم را دوباره کشف کردم.» و با وجود تجربه اش، نه مخالف روابط است و نه با ازدواج. اما من می توانم به شما اطمینان دهم که دیگر هیچ کس با من زندگی نخواهد کرد.

او تأکید می کند: «ترجیح می دهم تنها باشم تا ناراضی. “من دوستانم را دارم. من پسرانم را دارم.»

ریموند* اخیراً طلاق گرفته و از حمایت تعدادی از دوستان خوبش سپاسگزار است، اما این پیرمرد 71 ساله آرزوی آن شخص خاص را دارد. بسیاری از مردم فکر می کنند که دوستان کافی هستند. اما من فکر نمی کنم آنها باشند. “شما باید شخص خاصی داشته باشید که به یک شریک زندگی تبدیل شود.” و بعد از 24 سال ازدواج، او فکر می کرد که آن شخص را دارد، اما ترس و عدم اطمینانی که در طول همه گیری در جریان بود، رابطه را متوقف کرد. آخرین نقطه کاهش محدودیت ها بود. همسر سابقش مخالف بازگشت او به شغلی بود که بیش از 43 سال دوست داشت. “اگر ترک کردی، به خانه نرو.” بنابراین بالاخره او را ترک کرد.

رسیدن به آستانه

دکتر. گومز نقطه‌ای را که ریموند به آن رسید به‌عنوان یک «آستانه» توصیف می‌کند، یک دلیل رایج برای اینکه افراد در ازدواج‌های بالغ ناگهان می‌گویند: «دیگر نمی‌توانم این کار را انجام دهم».

کلینتون پاور، درمانگر رابطه، موافق است که رسیدن به آستانه زمانی است که زوج ها جدایی و طلاق را اجتناب ناپذیر می بینند. “گاهی اوقات، زمانی که درد یا خیانت زیادی وجود دارد، یا فاصله از جدایی بسیار زیاد است، ایده کار کردن بر روی رابطه بیش از شکستن و شروع دوباره احساس می شود.”

در تجربه او، عدم تمرکز مشترک یا درک این موضوع که زوجین علایق مشترک کمتری دارند، دلایل اصلی جدایی سنی در بزرگسالی است. اغلب زمانی رخ می دهد که فرزندان زوج به سن بلوغ می رسند یا خانه را ترک می کنند.

دلیل دیگر میانسالی است، زمانی که افراد در یک رابطه ممکن است تغییرات شخصی مهمی را تجربه کنند یا مسیر زندگی خود را زیر سوال ببرند. پاور می‌گوید: «این زمانی است که می‌بینم برخی از افراد در یک رابطه شروع به فکر کردن می‌کنند: «یک لحظه صبر کنید، من در اینجا کاملاً راضی نیستم، این رابطه نیازهای من را برآورده نمی‌کند».

برای مثال، اگر فقط به امید به زندگی نگاه کنید، مردم در گذشته به اندازه ما امروز زندگی نمی کردند. اکنون با مشکلات نسبتاً کمتری به 90، 100 رسیده ایم. بنابراین وقتی به 50 سالگی رسیدید، دیگر قصد ندارید 15 سال دیگر را با کسی بگذرانید که ممکن است آزارش دهید یا با او کنار بیایید، اما اکنون قصد دارید 50 سال دیگر را با چنین شخصی بگذرانید. گومز و این می تواند واقعاً تقابل آمیز و طاقت فرسا به نظر برسد، و شاید شما دیگر نخواهید این کار را انجام دهید.

براد ساندرز، وکیل دادگستری، که 25 سال در حقوق خانواده تخصص داشته است، می گوید که افراد بالای 50 سال نسبت به والدین خود تمایل کمتری به ماندن در کنار هم و “خنده و تحمل” دارند. او می‌گوید: «بیشتر تصمیم می‌گیرند از هم جدا شوند و جدایی پذیرفتنی‌تر است».

با این حال، او تفاوت بزرگی را در رویکرد زوج‌های مسن‌تر به جدایی نسبت به زوج‌های جوان‌تر می‌بیند. زوج‌های مسن‌تر بهتر می‌توانند جدایی خود را دوستانه برنامه‌ریزی کنند.»

پاور می گوید متوجه شده است که بسیاری از زوج های بالغ به دنبال “فرق خوب” هستند تا بتوانند یک رابطه سالم را حفظ کنند. بنابراین شاید بتوانیم بخشی از زندگی یکدیگر باشیم و یک رابطه سالم داشته باشیم، در حالی که گاهی زوج‌های جوان‌تر این رویکرد را دارند.»

پس از قطعی شدن طلاق او در اوایل سال جاری، ریموند و سابقش در حال بازسازی دوستی خود هستند. “من دلیلی نمی بینم که دیوانه وار از کسی عصبانی باشم. این فقط تو را می خورد.» اما او مصمم است که آنها هرگز به هم نخواهند رسید. “به هر حال زندگی خیلی کوتاه است.”

کریستی موافق است: “زندگی برای عصبانی، غمگین، تنها، خشمگین یا ناکام ماندن بسیار کوتاه است.” تا مارس 2020، کریستی و دن راه جدیدی برای زندگی پیدا کردند. او می‌گوید: «ما شروع کردیم به پایه‌گذاری دوستی جدیدمان. و “ما خیلی خوب با والدین مشترک کنار آمدیم.” یک ماه بعد تشخیص داده شد که دن مبتلا به سرطان لوزالمعده است و 11 ماه بعد درگذشت. کریستی به یاد می آورد: «به طرز وحشیانه ای سریع بود. او 54 سال داشت.

علاوه بر اندوه، مرگ دن در کریستی میل به زندگی متفاوت را برانگیخت. “من این نیت واقعاً واضح را داشتم، که صادقانه احساس می کنم هدیه ای از او بود، که از آن نقطه به بعد می خواستم زندگی کاملا متفاوتی داشته باشم.” او فهرستی از کارهایی که می خواست انجام دهد، تجربه یا تغییر داد نوشت. امروزه لیست کیت مجموعه ای ساختار یافته از اهداف و برنامه هایی برای دستیابی به آنهاست. اوایل امسال کتابی درباره رویکرد جدیدش به نام فهرست زندگی منتشر کرد.

آن مک‌کریا، در تپه‌های شنی ووریمی، نیو ساوت ولز.
آن و شوهرش به مدت 18 سال ازدواج کردند. در یک لحظه همه چیز فرو ریخت. عکس: برایدی پیاف/ گاردین

او عمل نوشتن را رهایی بخش یافت. “شفای فوق العاده.” این به او کمک کرد تا افکارش را در قالب کلمات بیان کند و در مورد جدایی خود فکر کند. او اکنون می تواند اعتراف کند که برای نجات ازدواجش نجنگیده است. من یک بار هم به او نگفتم خوب دوباره عاشق من شو عزیزم بیا کار کنیم. من توصیه ای نکردم من سعی نکردم با او صحبت کنم. فکر می کنم خیالم راحت شد… می توانستم به زندگی خودم ادامه دهم.» او افتخار می کند که جسارت نشان دادن آسیب پذیری خود را پیدا کرده است. همه ما پیشینه ای داریم و من به خودم افتخار می کنم که به مردم اجازه ورود دادم.

آن مک کری 50 ساله باید بیاموزد که پس از از بین رفتن اعتماد به ازدواجش، سکوت خود را رها کند. او و همسرش 18 سال بود که ازدواج کرده بودند. در یک لحظه همه چیز فرو ریخت. “من فقط، می دانید، یخ زدم. من با بچه ها و سگ در ساحل بودم و مدتی ساکت نشستم و با خودم گریه کردم.

جدایی در این مرحله از زندگی به ندرت می تواند یک جدایی واضح یا کامل باشد. ما باید با هم صحبت می کردیم، چاره ای نداشتیم. من نمی توانستم او را نادیده بگیرم. ما سه بچه (10، 15 و 18 ساله) داشتیم که باید هر روز با آنها سر و کار داشتیم.”

این تکالیف شامل یک سفر با همسر سابقش در یک تعطیلات خانوادگی اروپایی بود که مدت کوتاهی پس از تشییع جنازه مادربزرگش برنامه ریزی شده بود. تنها پس از بازگشت آنها آنچه را که مک‌کریا اعتراف می‌کند این بود که بچه‌ها از قبل می‌دانستند که در حال جدایی هستند، تأیید می‌کنند. اما، او تأکید می‌کند: «برایش خوب بود که می‌توانست با هم سفر کنیم.» از روز اول، اولویت مک‌کریا، رفاه فرزندانش و حفظ پیوند با پدرشان بود. “(شاید) ارزش حفظ رابطه را نداشته باشد، اما ارزش این را دارد که آینده را برای کودکان حفظ کنیم تا مجبور نباشند آن کریسمس های ناخوشایند را تجربه کنند.”

پس از بازگشت از اروپا، مک کریا به سرطان مبتلا شد. این درمان او را از گفتن خبر جدایی والدینش به تاخیر می انداخت. حداقل یک سال دیگر طول کشید تا به مادر و پدرم بگویم.»

مهمانی های دوستیابی و طلاق

مک‌کریا می‌گوید اعتمادش به مردم کاهش یافت و او یک «رادار مزخرف» ایجاد کرد. او برخی از دوستان خود را حفظ کرد، دوستان جدیدی پیدا کرد و با دیگرانی که با همسر سابقش که بیش از 25 سال بود، خداحافظی کرد. آیا او می خواهد دوباره ازدواج کند؟ “کی میدونه؟” او دوباره دور هم جمع شده است اما اعتراف می کند که سخت است. او اکنون انتخابی تر است. قرار گذاشتن در 50 سالگی وحشیانه است.

عکس کیت کریستی در باغ فلگستاف در ملبورن استرالیا.
کیت قبلاً به یکی از اهدافی که پس از طلاق برای خود در نظر گرفته بود، دست یافته است. او کتابی به نام «فهرست زندگی» درباره رویکرد جدید خود به زندگی نوشته و منتشر کرده است. عکس: نادر کینانی/ گاردین

ریموند نیز دوباره با هم هستند. او در چند سایت دوستیابی آنلاین ذکر شده است و امیدوار است کسی را پیدا کند که با او سفر کند و از زندگی لذت ببرد. اما او دوستیابی را در سنین بزرگسالی چالش برانگیز یافت. خانم‌های خوب زیادی وجود دارند، اما یک بار گاز گرفته شده، دو بار خجالتی.» ریموند آه می‌کشد: «فقط ادامه می‌دهم. فکر می‌کنم او باید به من سر بزند.»

اهداف به روز شده کریستی شامل یافتن عشق جدید است. او افتخار می کند که در هیچ کاری عجله نکرده است. مدتی طول کشید تا خودم را درک کنم و بفهمم چه چیزی مرا به عنوان یک فرد مستقل سوق می دهد. ما سال‌های بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم، اما فکر می‌کنم غم و اندوه و از دست دادن، من را به همان اندازه که هستم قوی کرده است. حس خوبی دارم توپ توپم.”

آن مک کریا جلوی دوربین لبخند می زند
آن مک‌کریا اعتراف می‌کند که قرار ملاقات در 50 سالگی “بی رحمانه” است، اما او پس از طلاق اعتماد به نفس خود را به دست می‌آورد. عکس: برایدی پیاف/ گاردین

مک کریا اعتماد به نفس خود را به دست می آورد. کمی نیرو می‌خواست.» با پیش‌بینی مدارک طلاق، او در حال برنامه‌ریزی یک مهمانی است – یک جشن طلاق. “جشن مرحله بعدی و فصل بعدی.” او مشتاقانه منتظر پایان شش سال آخر جدایی است. من نمی توانم گذشته را تغییر دهم. من فقط می توانم آنچه را که می توانم برای آینده تغییر دهم.»

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *