می 28, 2024

جدایی سخت است، اما مطمئناً نباید یک تصادف رانندگی سمی باشد؟ | باربارا الن

0

آیک حقیقت اساسی در مورد روابط این است که همه چیز به آرامی پیش می رود. سپس افراد واقعی درگیر می شوند. شاید شما هم مثل من مقاله توصیف ظلم را خوانده باشید جلسه انفجاری از ایمیل روزانه لیز جونز نویسنده و همسر سابقش نیرپال دالیوال فکر کردند: “سرانجام، یک زوج سابق که مشکلات حل نشده رابطه آنها بسیار سوزان است، افرادی مانند من نسبتاً احساس رضایت و آرامش می کنند.”

جونز می گوید: «اعتماد به نفس وجود ندارد. بدون فیلتر. او هیچ چیز را مقصر نمی‌داند.» حتی پس از اینکه جونز به طور طولانی در مورد آن نوشت (و چیزی که باید خسته‌کننده بوده باشد)، قطعاً دالیوال حق ندارد درباره ملاقات آنها بنویسد: «از اینکه با او عکس بگیرم خجالت می‌کشیدم. اگر چه تمام دنیا می دانستند که من با او ازدواج کرده ام»؟

چیزهای بیشتری وجود دارد (من آن را تمیز نگه می دارم) و در حالی که شما برای خوشمزه و سرگرم کننده بودن آن آماده هستید، اینطور نیست: زشت، ترش، تکان دهنده است. یک موضوع پس زمینه مرکزی مانند ازدحام تاریک حشرات غوغا می کند: جونز آنقدر عزت نفس ضعیفی دارد که به نظر می رسد فکر می کند نه تنها یک بار ازدواج کردن (انتخاب) بلکه حتی طلاق گرفتن نوعی دستاورد زندگی است. مطمئناً این جهنم سرزنش‌های ناهار یادآوری می‌کند که برخی از روابط به قدری بد خاتمه می‌یابند، چنان در دودهای سمی غرق شده‌اند که واقعاً هرگز پایان نمی‌یابند. سپس سوال بزرگ‌تری وجود دارد: چرا بسیاری از ما اینقدر وحشتناک، اینقدر بی‌کفایت هستیم، وقتی صحبت از پایان دادن به روابطمان می‌شود؟ چرا ما کار بهتری برای جدایی انجام نمی دهیم؟

جامعه و فرهنگ اساساً به دلایل خوبی بر آغازهای عاشقانه تمرکز می کنند – این بخش شیرین “ریچارد کورتیس” است. از طرف دیگر، وقتی احساس عشق از بین رفته است، می‌تواند شبیه یک فیلم زامبی از دست رفته جورج آ. رومرو باشد، جایی که قهرمان‌های داستان با دعوا بر سر حقوق خانه یا مالک آن، با هم بحث می‌کنند. از مغز خوردن ست تخته برش جوزف جوزف. یا شاید همه چیز خیلی هیجان انگیز به نظر برسد. در واقعیت، جدایی ها اغلب «مدیریت نادیده گرفته» روابط انسانی است که هیچ کس نمی خواهد با آن برخورد کند. شاید به همین دلیل است که جدایی‌ها، حتی زمانی که سال‌ها در حال شکل‌گیری است، اغلب هوای ناپسند مشق‌های عجولانه، تکرار مجدد و ضرب‌الاجل‌های از دست رفته را می‌تاباند. یک احساس آرامش بخش، “این به طور غیرمنتظره ای در صندوق پستی زندگی من گیر کرده است و همه شما باید صبور باشید تا من آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهم.”

چنین درماندگی عمدی می تواند سودآور باشد. در حالی که پشتیبانی برای وارد شدن به روابط (سایت‌های دوستیابی، اپلیکیشن‌ها، خواستگاران و مواردی از این قبیل) وجود دارد، در مقایسه با ارتش ارتقا یافته‌ای از حرفه‌ای‌های شکارچی که منتظرند مردم را از آن‌ها خارج کنند، چیزی نیست. حتی وقتی وکلا درگیر هستند و پول نقد بیش از اندازه کافی در اطراف وجود دارد، همه چیز می تواند کمی ناخوشایند شود. بازیگر کوین کاستنر به تازگی این حق را به دست آورد که همسر سابقش را مجبور به ترک خانه کند. جدایی ایوان گروفاد و آلیس ایوانز، بازیگر همکار، اکنون عملاً به مرحله ای حساس نیاز دارد. MailOnline.

جای تعجب نیست که تلاش‌های مذبوحانه‌ای برای ادامه نمایش رابطه وجود دارد، مانند فهرستی به سبک نظامی از قوانین ازدواج جدید که بنا بر گزارش‌ها، امی ناتال بازیگر زن پس از رابطه نامشروع به عنوان شرط ادامه رابطه به شوهرش داده است. چنین سناریوهای پیچیده ای می توانند قابل درک باشند زیرا در بسیاری از موارد چیزهای زیادی در خطر است. شاید گاهی اوقات نه تنها از تحقیر پایان رابطه اجتناب کنید، بلکه از واکنش‌ها، انتقادها و قضاوت‌های ظاهراً بی‌پایان مانند جونز و دهلیوال نیز اجتناب کنید. چرا ورشکستگی دیگران اینقدر جذاب است؟ آیا به این دلیل است که می توانید به راحتی خود را در صندلی داغ جدایی بیابید؟ آیا نوبت شماست که ماشین سوخته ای در کنار جاده باشید که همه برای اشاره و خیره شدن به آن سرعت خود را کاهش می دهند؟

اگر همه اینها کافی نیست تا بخواهید با سفینه فضایی میلیاردر به مریخ بپرید و تمدن را برای همیشه ترک کنید، اکنون دولت بریتانیا درگیر آشفتگی داغ شما شده است. به دنبال طرح 2021، که به زوج های مطلقه کوپن میانجیگری به ارزش 500 پوند می دهد، وجود دارد. طرح هایی برای میانجیگری اجباری هستند. این یک ایده بسیار معقول به نظر می رسد (یکی که زوج های متخاصم را به یک راه حل هدایت می کند) و همچنین کمی شبیه دخالت دولت در نسخه زناشویی یک محاصره است. آیا میانجی گری اجباری راه حل زوجین خواهد بود؟ یک سوال بهتر ممکن است این باشد: چرا برای بسیاری از ما اینقدر دشوار است که خودمان با این پایان‌ها کنار بیاییم؟

به گزارش اداره ملی آمار41 درصد از زوج هایی که در سال 1996 ازدواج کردند تا 25 سالگی طلاق گرفتند. البته افراد مجردی هم هستند که روابط مهمشان از هم می پاشد. سواستفاده و قوانین پیچیده ناامیدکننده به کنار، آیا اساساً به همان اندازه مهم نیست که یاد بگیرید چگونه روابط را آرام و بالغانه پایان دهید؟ گوئینت پالترو تمسخر و جدا کردن آگاهانه را کنار بگذاریم، آیا این بحث وجود ندارد که افرادی که روی بهتر شدن در آن تمرکز می کنند، پایان را به همان اندازه معتبر مرحله از چرخه زندگی رابطه را آغاز می کنند؟ شاید ارزش فکر کردن را داشته باشد. اگر نه، به نیل دایموند و باربارا استرایسند «تو برای من گل نمی آوری» بچسبید و خوش بگذرانید.

باربارا الن یک ستون نویس در آبزرور است

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *