اگر فکر می کنید زندان ها خیلی نرم و پر از جنایتکاران سرسخت هستند، این را بخوانید و دوباره فکر کنید | الکس ساوت

0

من کار من به عنوان یک نگهبان زندان در یک موسسه مردانه با حداکثر امنیت آغاز شد و در آنجا با زندانیانی که از 25 سال تا ابد محکومیت داشتند کار می کردم. از آنجا به زندان شلوغ لندن منتقل شدم که در آن زندانیان کوتاه مدت، زندانیان ابد و همه چیز در میان بود، قبل از بازگشت به حداکثر امنیت.

پس از یک دهه کار، من به شیوه های مختلف صحبت مردم در مورد زندان ها و افراد در آن عادت کرده ام. یک روز کمپ تعطیلات، روز دیگر جهنم روی زمین.

اما عبارتی که من بیشتر از همه از آن متنفرم «پشت میله‌ها» است. با خود ارتباطی با نهادهای سختگیر، رژیم های تنبیهی و کارکنان بی احساس و یکنواخت به همراه دارد. این توهم است. و با این حال اخیراً آن را زیاد می خوانم.

این موضوع در واکنش‌های مختلف سیاسی به جلسه هفته گذشته کمیته قضایی و امور داخلی کشور رخ داد گزارش، کاهش جرم و جنایت: جملات اجتماعی بهتر. این گزارش وضعیت بحرانی زندان‌های انگلستان و ولز را به رسمیت می‌شناسد و خواستار احکام بیشتر جامعه است که می‌تواند هم مجازات و هم بازپروری را فراهم کند. مجازات های حبس کمتر از یک سال برای اکثر جرایم در انگلستان و ولز، به ویژه موارد دزدی از مغازه، ضرب و شتم یا ضرب و جرح و حمله به کارکنان اورژانس لغو می شود. راهنمايي، مشارکت اجتماعي و درمان فردي همگي راه هايي براي پاسخگو كردن فرد در عين پرداختن به علل اصلي جرم و آسيب پذيري اجتماعي هستند. این گزارش همچنین از کار قابل توجه سازمان‌های بخش سوم که قبلاً این خدمات را به زنان و مجرمان جوان ارائه می‌کنند، در جایی که نرخ جرائم مجدد کاهش یافته است، به رسمیت می‌شناسد.

گزارش جسورانه، شجاعانه و به موقع است. تمام کارهایی که لفاظی های سیاسی در این مورد انجام نداده است. ما مرتباً فراخوان هایی را برای «مجازات شدیدتر»، برای «جنایتکاران سرسخت… پشت میله های زندان» یا برای «مجازات شدیدتر می شنویم».برای سرکوب این مجرمان شغلی، قانون را تشدید کنید. عبارات خالی که هیچ شباهتی به سیستمی که مدت زیادی در آن کار کردم ندارد.

پشت میله های زندان. کدام میله ها؟ هیچ میله ای باقی نمانده است. ظرفیت زندان های ما ۹۹ درصد است. ما در مورد ساخت و ساز صحبت می کنیم سلول های “پاپ آپ”. در زمین های آموزشی یا اعزام افراد به خارج از کشور برای گذراندن دوران محکومیت خود. اینجا در مسافرخانه جا نیست. گزارش “کاهش جرم” با برجسته کردن پتانسیل مجازات جامعه به عنوان یک منبع استفاده نشده، از یک حقیقت ناخوشایند دوری نمی کند. ما باید به دنبال جایگزین های موثر و معقول برای حضانت باشیم زیرا حضانت دیگر یک گزینه نیست.

“اینجا در مسافرخانه جایی نیست.” Wormwood Scrubs، لندن. عکس: اندی هال/آبزرور

و در مورد «جنایتکاران سرسخت» که مکرراً نام برده می شود، من با بسیاری ملاقات کرده ام. هیچ کدامشان دزد مغازه نبودند. اجازه دهید در مورد برخی از دزدانی که در دهه ای که به عنوان افسر زندان ملاقات کرده ام، برایتان بگویم. زندانی که در هر وعده غذایی تکه های نان اضافی می خواست. «سلام خانم، نان بیشتری لطفا خانم؟ چیزی داری خانم؟» هیچ وقت نانی نمانده بود.

یا زندانی که از طریق پذیرش آمده بود و مجبور شد جوراب‌هایش را ببندند، زیرا مواد به پوستش چسبیده بود، زیرا مدت زیادی همان جفت کثیف را پوشیده بود. یا جریان بی‌پایانی از مردانی که در طول سال‌ها می‌شناختم که برای دزدی‌های کوچک با چهره‌های شیشه‌ای و مردمک‌های درشت، سرشار از ادویه، کراک، هروئین یا هر چیز دیگری که به دستشان می‌آمد وارد شدند. افرادی که اعتیادشان فقط در داخل بدتر شده است، زیرا ما نان نداریم، اما مکان پر از مواد مخدر است. یا زندانی که بعد از آزادی توسط یکی از همکارانم در حال دزدیدن سیب از بازار گرینویچ دیده شد. و وقتی او را دید، با لب‌هایش گفت: «ببخشید خانم،» سیب‌ها را کنار گذاشت و فرار کرد. این چیزهای دیکنزی است.

انگار در دنیا نان کافی برای سیر کردن این زندانی وجود ندارد. نه به این دلیل که او آسیب شناسی مادرزادی دزدی کربوهیدرات داشت، بلکه به این دلیل که فقیر بود. او فقیر، سوء تغذیه، بدبو و کثیف بود. و او یک بار بود. فشار بر منابع، کارکنان، بودجه، همه چیز. چون قرار است زندان برای او چه کند؟

او نیازی به زمان پشت میله های زندان ندارد، او به شغل و خانه آبرومند و به خدا نان نیاز دارد. و او نماینده اکثریت است، نه آن “جنایتکاران سرسخت مغازه” که “باید تاوان جنایات خود را بپردازند” که من در مورد آن خواندم. شما نمی توانید برای یک سیب هزینه کنید، چه رسد به چیز دیگری. زندان ها مجازات نمی کنند توانبخشی هم نمی کنند. شامل می شوند.

اگر معتقدید که سیستم زندان مملو از جنایتکاران سازمان یافته و مردانی است که به خشونت افراطی بدنام هستند، لطفا اجازه دهید این توهم را برای شما برطرف کنم. و برای کسانی که این معیارها را دارند، به جای اینکه مسئولان زندان وقت و مهارت های خود را صرف مبارزه شدید با این رفتار کنند، مشغول دویدن به دنبال دستمال توالت، ملحفه و حتی یک سلول آزاد هستند. و نان بیشتر. و اگر فکر می کنید وقتی دزدان مغازه وارد شوند، تصمیم می گیرند دیگر دزدی نکنند، من هم می توانم این توهم را از بین ببرم.

دارم به این فکر می کنم که زندان واقعی خود سیاست است. جایی که افراد درون خود را محدود می کنند تا همیشه به جای فکر کردن به آنچه واقعاً کار می کند، با یکدیگر مخالفت کنند. به جای تفکر خلاق، تهمت دائمی وجود دارد. به جای پیشرفت، رفت و آمد بی پایان وجود دارد، در واقع پشت میله ها.

  • الکس ساوث به مدت 10 سال نگهبان زندان بود، در زندان های مردان در سراسر کشور کار کرد و نویسنده کتاب پشت این درها (هودر و استاتون) است.

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *