می 28, 2024

“او بدون اسکات فرار کرد”: خانواده ها خواستار مجازات سخت تر برای مهاجم ناتینگهام شدند | ناتینگهام

0

جیمز کوتس درست در گوشه ای از جایی که پدرش ایان توسط والدو کالوکان در خشونت های شبانه خود در ناتینگهام سال گذشته کشته شد، زندگی می کند.

او هنوز 13 ژوئن 2023 را به یاد می‌آورد که با اخبار حملات قبل از دور زدن ده‌ها خط پلیس و رفتن به محل کار خود در مرکز شهر، از خواب بیدار شد. او شنید که یکی از قربانیان در جاده ماگدالا نزدیک خانه اش پیدا شده است.

تا زمانی که در راه خانه، پیامی اینستاگرامی از یکی از دوستان خانوادگی دریافت کرد که در آن نوشته بود: «باور نمی‌کنم چه اتفاقی برای پدرت افتاده است» که کوتس برای اولین بار مشکوک شد که پدرش در این ماجرا نقش داشته است.

این مرد 38 ساله گفت: “این هیچ معنایی نداشت، ما نمی دانستیم چه اتفاقی دارد می افتد.” به یاد می‌آورم که به همسرم زنگ زدم و گفتم، فکر می‌کنم پدرم مرده است، و آن موقع بود که به من برخورد کرد. ما ناامیدانه سعی کردیم همه قطعات را کنار هم بگذاریم و با پلیس صحبت کنیم – فقط 20 دقیقه قبل از اعلام خبر به طور قطع متوجه شدیم.

اگرچه پلیس با نزدیکان خود تماس گرفته بود، اما مدتی طول کشید تا اطلاعات به کوتس و دو برادرش، لی و دارن منتقل شود.

او همچنین گفت که خانواده در ابتدا برای صحبت با رسانه ها مردد بودند و این بدان معناست که اطلاعات کمتری درباره پدر 65 ساله او نسبت به سایر قربانیان در روزهای بلافاصله پس از حملات وجود داشت. هنگامی که او با هزاران نفر در یک مراسم بیداری در مرکز شهر صحبت می کرد، وحشت زده بود.

کوتس گفت: “این بدترین کابوس من است که علنی صحبت کنم.” “این به من احساس ناراحتی می کند. آخرین کاری که می‌خواهم انجام دهم این است که در رسانه‌ها حضور داشته باشم، اما این کار را به دلیلی انجام می‌دهم و آن این است که مطمئن شوم کسی مسئول است. مردم فرزندان خود را از دست داده‌اند، من پدرم را از دست داده‌ام و نمی‌توانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد.»

ایان کوتس، سرایدار مدرسه؛ و بارنابی وبر و گریس اومالی-کومار، هر دو دانشجو، ژوئن گذشته به طور مرگبار مورد ضربات چاقو قرار گرفتند. عکس: AP

خانواده کوتس همراه با خانواده‌های بارنابی وبر و گریس اومالی-کومار، دو دانشجوی ۱۹ ساله‌ای که در آن شب کشته شدند، در حال لابی‌گری برای صدور حکم سخت‌تر برای کالوکان و همچنین یک تحقیق عمومی برای بررسی چگونگی آن هستند. او فوت کرد می توانست حملاتی را انجام دهد.

جیمز گفت که احساس می‌کند محکومیت این مرد 32 ساله – حکم بیمارستانی پس از اعتراف او به قتل غیرعمد به دلیل کاهش مسئولیت به دلیل اسکیزوفرنی پارانوئید – مانند این بود که او “تازه از آن خلاص شد”.

خوشحالم که او داخل است و اگر بگویند که قطعاً بقیه عمرش را در بیمارستان خواهد گذراند، هرگز مرخص نمی‌شود، می‌توانم با این کار خوشحال باشم.» اما هیچ مجازاتی برای کاری که انجام داد وجود ندارد. کوتس گفت.

ما نمی‌خواهیم وقتی بزرگتر می‌شویم، بچه‌هایمان با این موضوع تماس بگیرند که او آزاد می‌شود و باید با آن مبارزه کنند. شک ندارم مشکل روحی دارد. اما اینکه بگوییم او مقصر نیست و مسئولیت اعمالش بر عهده او نیست، نفرت انگیز است.»

والدو کالوکان. عکس: پلیس ناتینگهام شایر/ پی

مانند سایر خانواده ها، کوتس گفت که معتقد است اتهام قتل تقریباً قطعی است.

او گفت که تحقیقات عمومی تنها راه برای بررسی ناکامی‌های پلیس – که در ماه‌های قبل از حملات حکم دستگیری کالوکان را صادر نکرده بود – و خدمات بهداشت روانی است که کالوکان را در زمان اعزام به بند چهارم درمان کردند. برای بررسی زمان های قبل از قتل.

کوتس گفت: “بزرگترین ترس ما این است که همه چیز به تصویر بزرگتر اضافه نشود.” “یک چیز بزرگ اشتباه شده است و برای مدت طولانی اشتباه پیش می رود و ما باید تغییری ایجاد کنیم.”

خانواده هنوز با تلفات عاطفی پدرشان دست و پنجه نرم می کنند، پدری که تنها چهار ماه قبل از بازنشستگی برنامه ریزی شده اش در حالی که ون خود را به مدرسه می رساند، توسط کالوکان کشته شد.

آنها امیدوارند که میراث او را با کمک به جوانان محروم در ماهیگیری ادامه دهند، چیزی که ایان کوتس به آن علاقه زیادی داشت.

“او فقط یک پسر واقعاً سر به زیر و خوب بود. بدیهی است که او می خواست با کار در مدارس و کمک به جوانان، مردم را در مسیر درست سوق دهد.”

ما برای دیدن سرزمین عجایب زمستانی در مدرسه رفتیم که او در طول سال ها ساخته بود – همه بچه ها نسخه خود را به افتخار او ساختند. دیدن تأثیری که او بر جهان داشت و نه فقط بر ما بچه ها، خوب بود. خیلی زیاد بود.”

جیمز اغلب مجبور است در امتداد جاده ماگدالا، جایی که پدرش کشته شد، رانندگی کند، اما امیدوار است که خانواده روزی بتوانند آن را به عنوان مکانی مثبت برای به یاد آوردن پدرشان ببینند.

“من همیشه بررسی می کنم که گل ها کجا هستند. بعد از اینکه این اتفاق افتاد، برادرم در دردسرهای زیادی قرار گرفت و او نیمه‌شب رفت و آهنگ مورد علاقه پدرم را در جاده ماگدالا پخش کرد.” “این همیشه در قلب ما جایی خواهد داشت.”

About Author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *