معنی ژوئن


امروز علاوه بر روز پدر، خرداد ماه نیز هست. سال گذشته، من پستی در مورد معنای این تعطیلات فدرال تازه تاسیس نوشتم که فکر می کنم همچنان مرتبط است. من آن را با تغییرات جزئی در زیر چاپ می کنم:

جونتین یادآور لغو برده داری در سال 1865 است. برخی از محافظه کاران که با ایجاد آن به عنوان یک جشن ملی مخالفت کردند. جر و بحث ممکن است به نحوی از روز استقلال در 4 ژوئیه کم کند یا سیاست هویتی چپ را ترویج کند. به نوبه خود، برخی در چپ ممکن است آن را محکومیت تاریخ برده داری و نژادپرستی آمریکا یا حتی جشن ناسیونالیسم سیاه پوستان بدانند.

اما در واقعیت، الغای برده داری بزرگترین دستاورد اصول جهانی نهفته در انقلاب آمریکا و توبیخ ناسیونالیسم قومی و جدایی طلبی بود.

لغو تنها به لطف یک جنبش چند نژادی حاصل شد که بر جهانی بودن حق آزادی، و خودسری اخلاقی تمایزات مبتنی بر نژاد تأکید داشت.

تصویر معروف Josiah Wedgewood در سال 1787 که برای جنبش ضد برده داری ایجاد شد.

تصادفی نیست که جنبش ضد برده داری با آنچه مورخ کیت ماسور می نامد نیز همراه بود “اولین جنبش حقوق مدنی آمریکا” که به دنبال حقوق برابر برای سیاهان بود که فراتر از لغو برده داری بود.

همانطور که ماسور و سایر محققان مستند کرده اند، هم طرفداران الغای سیاه و هم سفیدپوست به طور معمول از اصول جهانی بنیانگذار در طرح ادعای لغو و برابری نژادی استناد می کردند، حتی به عنوان بسیاری از آنها بنیانگذاران (و نسل های بعدی سفیدپوستان آمریکایی) را نیز مورد انتقاد قرار دادند. به دلیل شکست ریاکارانه آنها در اجرای کامل اصول خود. از همان ابتدا، منتقدان انقلاب آمریکا تناقض بین آرمان های اعلام شده آن و واقعیت برده داری گسترده را محکوم کردند. “چطوره” ساموئل جانسون نوشته معروف “اینکه ما بلندترین فریادهای آزادی را در میان رانندگان سیاه پوستان می شنویم؟”

در حالی که ریاکاری و تضادها بسیار واقعی بود، این واقعیت نیز وجود دارد که انقلاب و بنیان‌گذاری لغو را ممکن کرد، تا حدی با تقویت لیبرالیسم روشنگری جهانی در هر دو سوی اقیانوس اطلس. من برخی از دلایل را در اینجا خلاصه کردم:

انقلاب به دور از عقب انداختن الغای برده داری، عملاً آن را تسریع کرد. پیروزی آن رونق بزرگی به لیبرالیسم روشنگری داد که الهام بخش آن بود رهایی اول در ایالات متحده (الغای برده داری در شمال که اولین رهایی گسترده بردگان در تاریخ مدرن شد) و جنبش های ضد برده داری در اروپا را نیز تقویت کرد.

اگر انقلاب شکست می خورد، ایدئولوژی لیبرال روشنگری در بریتانیا و فرانسه نیز با شکست مواجه می شد. این امر باعث عقب افتادن جنبش های ضد برده داری در آنجا نیز می شد. تصادفی نیست که بسیاری از رهبران ضد برده داری در اروپا نیز از هواداران انقلاب آمریکا بودند.

با همه ناکامی‌هایشان، انقلاب و بنیان‌گذاری راه را برای الغای هموار کرد. این تا حد زیادی به این دلیل اتفاق افتاد که آنها اولین تلاش در مقیاس بزرگ برای ایجاد یک سیاست مبتنی بر اصول لیبرال جهانی به جای پیوندهای نژادی، قومیتی یا فرهنگی بودند.

این اصول ریشه اکثر دستاوردهای آمریکاست که شاید لغو برده داری مهمترین آنها بود. آنها همچنین همان چیزی هستند که آمریکا را در بهترین حالت خود قادر ساختند تا آزادی و فرصتی را به مردم با طیف گسترده ای از پیشینه های نژادی و قومی از سراسر جهان ارائه دهد.

آبراهام لینکلن، که اعلامیه رهایی را صادر کرد که اجرای دیرهنگام آن در ژوئن جشن می گیرد – آن را به بهترین شکل قرار دهید در سخنرانی معروف خود در مورد اعلامیه استقلال و پیامدهای آن برای برده داری:

من فکر می کنم نویسندگان آن ساز قابل توجه قصد داشتند که شامل آن شوند همه مردان، اما آنها قصد نداشتند که همه مردان را برابر اعلام کنند تمام احترام…. آنها قصد نداشتند که این نادرست آشکار را ادعا کنند، که در آن زمان همه واقعاً از آن برابری لذت می‌بردند، یا اینکه می‌خواستند بلافاصله آن را به آنها اعطا کنند…

منظور آنها صرفاً اعلام این بود درست، به طوری که اجرا ممکن است به همان سرعتی که شرایط اجازه می دهد دنبال شود.

آنها قصد داشتند یک اصل استاندارد را برای جامعه آزاد تنظیم کنند که باید برای همه آشنا باشد: دائماً به دنبال آن بودند، دائماً برای آن تلاش کردند، و حتی، اگرچه هرگز به طور کامل به دست نیامد، دائماً تقریب می‌کردند، و در نتیجه دائماً نفوذ آن را گسترش می‌دادند و عمیق می‌کردند و شادی و خوشبختی را افزایش می‌دادند. ارزش زندگی برای همه مردم، از هر رنگ، در هر کجا.

موفقیت جنبش ضد برده داری به جهان شمول گرایی لیبرال الگویی برای توسعه های بعدی آزادی بوده است – از جمله حقوق برابر برای زنان، جنبش حقوق مدنی قرن بیستم، و مبارزه برای ازدواج همجنس گرایان. این مدلی است که امروز مدافعان حقوق مهاجرت بهتر است از آن الگوبرداری کنند.

کار اجرای کامل آرمان های بنیانگذار در زمان لینکلن تکمیل نشد و حتی اکنون نیز به طور جدی ناقص است. اما Juneteenth شاید بزرگترین گام ما در مسیر درست را به یادگار بگذارد. و به ما یادآوری می کند که پیشرفت بیشتر به سوی آزادی و حقوق برابر در گرو تأکید بر همان اصولی است که لغو را ممکن ساخته است.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *