در یک نام چیست؟


در سال 2016، من نوشتم مقاله در باره زوبیک علیه بورول و ایالات متحده در برابر تگزاس. در این مقاله، «دکترین سؤال اصلی» را مورد بحث قرار دادم. یا این سوال اصلی بودس دکترین”؟ واقعاً، من حتی مطمئن نبودم از چه برچسبی استفاده کنم. یادم می آید که تصمیماتی را برای یافتن وضوح در مورد اینکه آن را چه نام بگذارم، جستجو کردم و شکست خوردم. جهنم، در آن زمان حتی یک “دکترین” واقعی هم نبود. دلایلی که نمی توانم به خاطر بیاورم، به «دکترین سؤال اصلی» (مفرد) اکتفا کردم.

در اینجا نحوه توصیف دکترین در سال 2016 است – و این دکترین از دید ویراستاران هاروارد لاو ریویو گذشت:

طبق قاعده آشنای ایجاد شده در شرکت شورون ایالات متحده آمریکا علیه شورای دفاع از منابع طبیعی، دادگاه ها تفسیر آژانس از یک اساسنامه مبهم را تا زمانی که تفسیر معقول باشد، به تعویق می اندازند. در یک سری از پرونده های تا حدودی از هم گسسته در دو دهه گذشته، دیوان عالی یک استثنای مهم اما کمتر از نظر تئوری برای شورون ایجاد کرده است. هنگامی که یک مقررات مربوط به یک “سوال اساسی” است، آژانس مدیون هیچ گونه احترامی نیست.

سپس موارد متعارف را مورد بحث قرار دادم: MCI در مقابل AT&T، FDA در برابر براون و ویلیامسون، ویتمن در برابر باربری آمریکایی، گونزالس در مقابل اورگان، گروه تنظیم کننده هوای Utility در مقابل EPA، و کینگ علیه بورول. مشاهده کردم (چقدر عجیب است!) که قاضی کندی در اکثر موارد سوال اصلی حضور داشت.

سپس من نه عامل (نه!) را شناسایی کردم تا تعیین کنم که دکترین سؤال اصلی چه زمانی باید شروع شود.

دیوان عالی هرگز به طور کامل روشن نکرده است که دکترین سؤال اصلی چه زمانی اعمال می شود. یا به عبارت دقیق‌تر، قضات هرگز در مورد نحوه اجرای «خط بین جوندگان و پوست پوست» راهنمایی نداده‌اند. رویه قضایی حداقل نه عامل را پیشنهاد می‌کند، که هیچ‌کدام ناسازگار نیست، برای تعیین اینکه آیا یک تصمیم مهم است: زمانی که یک آژانس، فاقد آن است. “تخصص” لازم، (پادشاه) متکی به یک “قدرت نامعلوم” است (UARG) که «رمزآمیز بود[ally]”(FDA) از طریق “شرایط مبهم یا مقررات فرعی”، (ویتمن) برای ایجاد یک “انبساط تبدیلی”UARG) و “بازنگری اساسی” (همراه اول) قانونی با “تاریخ سیاسی منحصر به فرد” (FDA) که “اهمیت فوق العاده ای” دارد (همراه اول) و «اهمیت اقتصادی و سیاسی عمیق»» (پادشاه) دقیقاً مدلی از وضوح نیست.

سریع به جلو به ویرجینیای غربی علیه EPA. اکنون می آموزیم که برچسب مناسب «دکترین سؤالات اصلی» (جمع) است نه «دکترین سؤال اصلی» (مفرد). و دادگاه این 9 عامل را به تعداد انگشت شماری کاهش می دهد – من مطمئن نیستم که دقیقاً چند مورد است. و MQD هنوز مدلی از وضوح نیست.

مناظره ای پرشور بین رابرتز و قاضی کاگان در مورد اینکه آیا “دکترین سوال اصلی” یک چیز است یا نه، در جریان بود.

کاگان می نویسد که دادگاه این چیزهای جدید را “اعلام کرد”.

اکثریت امروز فراتر از آن اصول معقول هستند. آی تی ورود “دکترین سوالات اصلی” را اعلام می کند. که تفسیر قانونی متن در متن معمولی را با مجموعه ای از قوانین سخت گیرانه جایگزین می کند. ظاهراً اکنون یک استعلام دو مرحله ای وجود دارد. اول، دادگاه باید با بررسی تصمیم بگیرد مجموعه ای از عوامل، آیا اقدام آژانس یک “مورد فوق العاده” را ارائه می دهد[]”اگر این کار را انجام دهد، آژانس “باید به مجوز واضح کنگره برای قدرتی که ادعا می کند” اشاره کند، جایی فراتر از مبنای قانونی عادی که ما نیاز داریم. نتیجه یک تفسیر قانونی از نوع غیرعادی است.

رابرتز پاسخ می دهد که هیچ چیز جدیدی در اینجا وجود ندارد. FDA ریشه است:

مخالفان از ما انتقاد می کنند که «اعلام می کنیم[ing] ورود» این دکترین سؤالات اصلی، و استدلال می‌کند که هر یک از تصمیمات ذکر شده صرفاً از «روش معمولی» ما در «تفسیر قانونی عادی» پیروی می‌کنند. اما در چیزی که مخالفان آن را “پرونده کلیدی” در این زمینه می نامند، براون و ویلیامسون، دادگاه نمی توانست واضح تر باشد: «در موارد فوق‌العاده… ممکن است دلیلی برای تردید وجود داشته باشد» قبل از پذیرش قرائت یک اساسنامه که در شرایط «معمولی‌تر» تأیید می‌شود. یا، همانطور که اخیراً بیان کردیم، ما «معمولاً» از اظهارات «قدرت قانونی اسراف‌آمیز بر اقتصاد ملی» با «شک و تردید» استقبال می‌کنیم. Utility Air. مخالفان تلاش می‌کنند تا تحلیل این موارد را با تفسیرهای قانونی معمول تطبیق دهند، اما نتیجه نهایی – شرط «مجوز واضح کنگره» – تأیید می‌کند که رویکرد تحت دکترین سؤالات اصلی متمایز است.

و در چیزی که باید اول باشد، رئیس دادگستری انجیر می دهد که علما فکر می کنند!

در مورد سؤالات اصلی دکترین «برچسب[]به این دلیل که به یک مجموعه قانونی قابل شناسایی اشاره دارد که در یک سری موارد مهم ایجاد شده است که همگی به یک مشکل خاص و تکراری رسیدگی می‌کنند: آژانس‌هایی که قدرت بسیار مهمی فراتر از آنچه کنگره می‌توان به طور منطقی اعطا کرده است، ابراز کرد. علما و حقوقدانان به موضوعات مشترک بین آن تصمیمات پی برده اند. ما هم همینطور. دیدن Utility Air (به نقل از براون و ویلیامسون و همراه اول) کینگ علیه بورول (2015) (به نقل از Utility Air، براون و ویلیامسون، و گونزالس).

من را به یاد این خط از اوبرگفل:

با این حال، بسیار بیشتر از آن چیزی که این استدلال تصدیق می کند، مشورت صورت گرفته است. همه پرسی، بحث های قانونگذاری، و کمپین های مردمی، و همچنین مطالعات، مقالات، کتاب ها، و سایر موارد محبوب و بی شماری وجود داشته است. نوشته های علمی. دعاوی گسترده ای در دادگاه های ایالتی و فدرال وجود داشته است

در پاسخ، کاگان ادعا می‌کند که «دکترین سؤالات اصلی»، تا آنجا که وجود داشت، قبل از اینکه جان رابرتز آن را خراب کند، بسیار متفاوت بود:

اکثریت ادعا می کنند که این فقط از پیشینه پیروی می کند، اما اینطور نیست. دیوان حتی پیش از این هرگز از اصطلاح «دکترین سؤالات اصلی» استفاده نکرده است. و در موارد مربوطه، دادگاه ساخت قانونی از نوع آشنا انجام داده است. به متن یک هیئت نگاه کرده است. به این موضوع پرداخته است که دیدگاه یک آژانس در مورد آن متن چگونه کار می کند – یا در انجام آن ناکام است – در چارچوب یک طرح قانونی گسترده تر. و به نوعی (یا آن را هدفمند) در مورد آنچه کنگره از دیدگاه آژانس می‌گرفت پرسیده است – در غیر این صورت گفته است که آیا کنگره با توجه به تخصصش به طور طبیعی اختیار برخی از مسائل مهم را به آژانس تفویض می‌کند. و تجربه به طور خلاصه، در ارزیابی محدوده یک تفویض اختیار، دیوان – بدون گام های متعدد، محرک ها یا پیش فرض های خاص – تناسب بین قدرت مورد ادعا، آژانس مدعی آن و طرح قانونی گسترده تر را در نظر گرفته است. . . .

به هر حال در یک نام چیست؟

من چند پست دیگر در مورد نزاع رابرتز/کاگان خواهم داشت.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.