دادگاه تجدید نظر رد دادگاه بدوی را تایید کرد[Independent] نظر بازپرس بازداشت


از جانب AW v. IC، روز جمعه توسط دادگاه استیناف کالیفرنیا تصمیم گرفت (طبق نظر قاضی فرانسیس روچیلد، قاضی ویکتوریا جرارد چنی و هلن بندیکس):

پدر به حکم دادگاه خانواده مبنی بر اجابت درخواست مادر مبنی بر اینکه MW درخواست تجدید نظر می کند [their now-six-year-old child] نقل مکان با او به واشنگتن، پدر پدر استدلال می‌کند که دادگاه در اجابت این درخواست، اظهار نظر بازپرس حضانت مبنی بر نقل مکان مادر به واشنگتن دی سی به عنوان وسیله‌ای برای دور نگه داشتن MW از پدر، «نادیده‌گرفت» در اجابت این درخواست، اشتباه کرد. اما دادگاه بدوی این حق را داشت که شهادت بازپرس را غیرقابل اعتماد بداند و شواهد قابل توجهی از یافته های دادگاه مبنی بر اینکه حرکت مادر بد نیت نبوده است حمایت می کند.

در حقایق، طبق معمول برای نظرات حضانت کودک، چیزهای زیادی وجود دارد، اما ویژگی غیرعادی رد نظر «ارزیابی‌دهنده مستقل» (که دادگاه تجدیدنظر سپس آن را تأیید کرد) توسط دادگاه بدوی بود:

دادگاه همچنین شهادت لیندا هیز، یک درمانگر ازدواج و خانواده دارای مجوز و مددکار اجتماعی بالینی دارای مجوز را شنید که طرفین مقرر کرده بودند “یک ارزیابی خصوصی و متمرکز بر راه حل ها، شبیه به یک ارزیابی طرح والدین خصوصی دو روزه” انجام دهد. به طور خاص، طرفین توافق کردند که هیز ارزیابی کند که “اگر طرفین در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند آیا سرپرستی فیزیکی مشترک مناسب خواهد بود و اگر زندگی نمی کنند، به چه کسی باید حضانت فیزیکی اولیه اعطا شود و چه نوع برنامه فرزندپروری به نفع است. از کودک.” … هیز توصیه کرد که MW با پدر در لس آنجلس بماند. هیز معتقد بود که مادر نیاز خود به اقامت در واشنگتن دی سی را به جای نیاز MW به “دوست داشتن و تجربه هر دو والدین به طور مکرر و مداوم” مطرح کرده بود. هیز تصمیم مادر برای نقل مکان به واشنگتن دی سی را خودشیفتگی تلقی کرد و بر اساس منافع MW هدایت نشد…

هیز بارها شهادت داد که انتقال مادر به واشنگتن دی سی “از پیش برنامه ریزی شده” بوده و تمایل او برای گرفتن MW تلاشی “برای [Father] او این نتیجه‌گیری را تا حدی بر اساس اظهارات دوست مادر استوار کرد که به هیز گفت که مادر برای «چند ماه، شاید شش ماه» برنامه‌ریزی کرده بود کالیفرنیا را ترک کند… [and] که مادر و خانواده‌ی مادر «ماه‌ها در مورد اینکه مادر چگونه رفتار کند، برنامه‌ریزی کرده بودند [M.W.] دور از پدر.”

هیز همچنین نسبت به توضیح مادر مبنی بر اینکه انگیزه این حرکت او به دلیل مشکل یافتن کار در زمینه مادر در منطقه لس آنجلس بوده است، تردید داشت. هیز این تردید را تا حدی بر اساس تماسی با مدیر اجرایی بخش سیاست عمومی UCLA استوار کرد که هیز شهادت داد که اکثریت قریب به اتفاق فارغ التحصیلان دارای مدرک مادری شاغل هستند. هیز در مورد صحت و صراحت مادر از جنبه های دیگر نیز ابراز نگرانی کرد. او معتقد بود که مادر اطلاعاتی را ارائه نکرده است که به هیز اجازه می‌دهد ادعاهایی را که مادر درباره شغل جدیدش مطرح کرده بود تأیید کند. هیز معتقد بود که مادر سعی می‌کرد از صحبت کردن هیز با سرپرست مادر جلوگیری کند، زیرا این تماس با اظهارات قبلی مادر مغایرت داشت.

هیز هیچ گونه نگرانی در مورد صحت یا صراحت پدر ابراز نکرد. برعکس، به نظر می‌رسد که او توضیح پدر را می‌پذیرد که محکومیت او به آدم‌ربایی در سال 2003 بر اساس اتهامات خشونت خانگی در رابطه قبلی یک سوء تفاهم بود، نه نتیجه رفتار مجرمانه. به طور خاص، هیز توضیح پدر را «معتبر» می‌دانست که او «به‌طور ناعادلانه بر اساس دروغ‌های قربانی و به دلیل سیستم قضایی نژادپرستانه زندانی شده است»، دلیل این باور را توضیح پدر درباره حادثه و مصاحبه تلفنی هیز با کلانتری که آشنا شد [Father] در حین [his time in] زندان، و… گفت که پدر اصلاً با مشخصات فردی که … مرتکب خشونت خانگی می شود، مناسب نیست.”

{در مقابل، هیز به این نتیجه رسید که درخواست مادر برای منع تعقیب علیه پدر «استراتژیک» بود، زیرا بر اساس رفتارهای ادعایی در کانکتیکات بود، و مادر این درخواست را تا زمانی که پدر MW را به کالیفرنیا بازگرداند، ارائه نکرد.}

دادگاه بدوی نظرات هیز را رد کرد:

[T]او خاطرنشان کرد که اگرچه ارزیابی یک ارزیاب زندان می تواند یک “شواهد مهم” باشد، “هیز عدم عینیت را در مورد نشان داد. [Father’s] اعتبار، به ویژه با استناد به ارزیابی او از محکومیت او به آدم ربایی، که در آن هیز پیشنهاد کرد که پدر بی گناه است، علیرغم اینکه او هیچ ماده ای از پرونده جنایی را بررسی نکرده است.[d] را [c]سوال ماست… هیز[s] عینیت در انجام ارزیابی و ارائه توصیه های او.»

دادگاه همچنین به این نتیجه رسید که اگرچه هیز «به نظر می‌رسد تمام تقصیرها» را با توجه به شیوه‌ای که طرفین از هم جدا می‌شوند و مسائل مربوط به حضانت را مدیریت می‌کنند، متوجه مادر می‌کند.[the] [c]ما [found] … که هر دو والدین در وضعیت عاطفی خود، MW را در تصمیم گیری در مورد محل اقامت MW در اولویت قرار ندادند.” سپس دادگاه به تفصیل تجزیه و تحلیل خود را از عوامل مربوطه برای درخواست جابجایی تحت عنوان توضیح داد. در ازدواج مجدد LaMusga (Cal. 2004)، که طرفین در مورد تجدید نظر توافق کردند که قانون قابل اجرا را ارائه می دهد، و به این نتیجه رسیدند که اعطای درخواست با شرایط ذکر شده در بالا به نفع MW است….

قرار است دادگاه تجدیدنظر در حکم دادگاه بدوی به طور جدی بررسی کند، به ویژه[t]o تا چه حد حکم دادگاه بدوی مبتنی بر یک تشخیص واقعی است، با این حال، این حکم مشمول بررسی برای شواهد اساسی است” و حکم را تحت آن استاندارد تایید کرد:

در اینجا، به دور از “بی توجهی[ing]ارزیابی هیز مبنی بر اینکه حرکت مادر با نیت بد بوده است، دادگاه در عوض آن را به تفصیل مورد بحث قرار داد و به این نتیجه رسید که معتبر نیست، در عوض تصمیم گرفت که شهادت مادر را باور کند… در کل، که نشان می‌دهد مادر دلایل حسن نیت متعددی برای بازگشت به ساحل شرقی داشته است. …

بنابراین، این که شهادت هیز، یا اظهارات مصاحبه ای که او بر آن تکیه کرده است، با این شواهد در تضاد است، مبنایی برای برگشت نیست. به عبارت دیگر، ادعای پدر مبنی بر اینکه «شواهدی ارائه شده بود که دلیل مهم این حرکت کاهش تماس کودک خردسال با [Father]”هنگام بررسی شواهد اساسی بی‌ربط است. ما در عوض به این فکر می‌کنیم که آیا سوابق حاوی شواهد قابل اعتمادی است که از یافته‌های دادگاه بر خلاف آن حمایت کند یا خیر.

پدر همچنین استدلال می‌کند که شواهد غیرقابل انکاری وجود دارد که نشان می‌دهد انتقال مادر به واشنگتن دی سی، برای چندین ماه، حتی سال‌ها “از پیش طراحی شده” بوده است. اما این واقعیت که این جابجایی چیزی بود که مادر برای مدت طولانی در نظر گرفته بود، نیت بدی را نشان نمی‌دهد یا اینکه مادر از این جابه‌جایی استفاده می‌کرد تا کودک را از پدر دور نگه دارد. برعکس، با شهادت مادر مطابقت دارد که این حرکت به پیوندهای او با آن منطقه و یک فرصت شغلی مربوط می‌شد که هیچ‌کدام ناگهانی محقق نشد.

پدر هیچ مبنای دیگری را شناسایی نمی کند که بر اساس آن بتوانیم نتیجه بگیریم که دادگاه بدوی از صلاحدید خود در نتیجه گیری اینکه جابجایی مادر یا حکم حضانت به طور کلی به نفع کودک است سوء استفاده کرده است. {به نظر می‌رسد که پدر در خلاصه پاسخ خود استدلال می‌کند که دادگاه بدوی با نادیده گرفتن سایر نتایج در شهادت هیز که به گفته پدر، از قضاوت به نفع پدر حمایت می‌کند، از اختیار خود سوء استفاده کرده است. [But t]او نشان می دهد که دادگاه شهادت هیز را نادیده نگرفت، بلکه اعتبار کمی به آن داد، تصمیمی که ما باید در مورد آن به دادگاه بدوی موکول کنیم.}



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *