تهدید به افشای اینکه شخصی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، آزار و اذیت جنایی نیست (در نیویورک)


از جانب مردم در مقابل Benavente، دیروز توسط قاضی واندا لیسیترا (Crim. Ct. نیویورک):

مردم خانم Benavente – یک زن 24 ساله بدون سابقه کیفری – را به آزار و اذیت شدید درجه دوم متهم می کنند. این اتهام، نقض PL § 240.30(1)(a)، یک جنایت کلاس A است که تا 364 روز حبس دارد. برای اثبات این اتهام، مردم اطلاعاتی را تنظیم کرده اند که خانم بناونته را متهم کرده است که با زن دیگری تلفنی تماس گرفته است و به طور کامل گفته است: “به همین دلیل است که شما با پدرتان مشکل داشتید. به همین دلیل مورد آزار قرار گرفتید. من به همه شما می گویم که دارید. این آدرس من است، بلند شو. من می دانم که کجا می گذری.” …

[According to the criminal information,] خبرچین [i.e., the accuser] و متهم هر دو را داشت [allegedly] قبلاً با همان مرد درگیر بوده است…

این پرونده صرفاً بر اساس گفتار یک شخص، نقض قوانین جزایی را مدعی است. همانطور که در اینجا قابل اجرا است، PL § 240.30(1)(a) گفتاری را که در آن شخصی:

[C]از طریق تلفن … تهدیدی برای آسیب رساندن به اموال یا آسیب غیرقانونی به اموال چنین شخصی … و بازیگر می داند یا به طور منطقی باید بداند که چنین ارتباطی باعث می شود که شخص به طور منطقی از آسیب رساندن به امنیت فیزیکی یا دارایی آن شخص بترسد. .

در ظاهر، این اساسنامه همه تهدیدها را جرم انگاری نمی کند. این فقط تهدید به “ایجاد آسیب جسمی” به شخص و تهدید به ایجاد “آسیب غیرقانونی” به اموال یک فرد را جرم انگاری می کند.

به‌علاوه، طبق قانون اساسی ایالات متحده، دولت نمی‌تواند همه تهدیدهای آسیب رساندن به افراد یا اموال را جرم انگاری کند – فقط ممکن است «تهدیدهای واقعی» را جرم انگاری کند. “تهدید واقعی” عبارت است از “آن دسته از اظهاراتی که در آن گوینده قصد دارد یک ابراز جدی از قصد ارتکاب یک عمل خشونت آمیز غیرقانونی را به یک فرد خاص یا گروهی از افراد اعلام کند.” دولت در این راه خودداری می کند زیرا بر اساس متمم اول، ممکن است فقط مقررات مبتنی بر محتوا را در مورد مجموعه محدودی از انواع خاص گفتار وضع کند. در واقع، به طور کلی، دولت «هیچ قدرتی» ندارد که گفتار را صرفاً «به دلیل پیام، ایده‌ها، موضوع یا محتوای آن» محدود کند. …

در آوریل 2015، قاضی استیون استاتسینگر به طور کامل بررسی کرد که چگونه دادگاه های نیویورک استاندارد “تهدید واقعی” را به کار می برند. او به این نتیجه رسید که دادگاه‌های نیویورک به طور مداوم دریافته‌اند که هیچ «تهدید واقعی» در مواردی که ارتباطات ادعا شده «به هیچ وجه حاوی خطر آسیب در آینده نباشد» یا «تهدید ظاهراً به اندازه کافی مشخص نبود» وجود ندارد. قاضی استاتسینگر خاطرنشان کرد که ارتباطات «ناخواسته، حتی بسیار توهین‌آمیز» در ایجاد تهدید واقعی شکست خورده‌اند، در مواردی که «هیچ آسیب احتمالی آینده مشخص نشده است» یا «آسیب تهدید شده تحت پوشش قانون نبوده است». برخی از مواردی که قاضی استاتسینگر جمع آوری کرد و هیچ تهدید واقعی را پیدا نکرد عبارتند از:

  • مردم در مقابل تاکی (Bronx Cty. Crim. Ct. 2015) (“به من اجازه نده از بوکسم برایت استفاده کنم.”)
  • مردم علیه تامپسون (Kings Cty. Crim. Ct. 2010) (“من در راه آنجا هستم” و سپس در خارج از ساختمان شاکی ظاهر شدم).
  • مردم علیه یابلوف (NY Cty. Crim. Ct. 2000) (Edmead, J.) (“من تو را خواهم گرفت.”)
  • مردم علیه بونیتو (NY Cty. Crim. Ct. 2007) (“من باید با شما تماس بگیرم.”)
  • مردم علیه خیموف (NY Cty. Crim. Ct. 2009) (“مراقب قدمت باش یا قرار است اتفاقی برایت بیفتد. از تماس گرفتن با او در مورد حمایت از فرزند خودداری کن. دخترت یک فاحشه است.”)
  • مردم علیه پیر لوئیس (Nassau Cty. Dist. Ct. 2011) (“من با خشم به سمتت می آیم”، “عوغه، کار لعنتی خود را از دست می دهی”، “من تمام آب را به اندازه کافی بدست آوردم تا مطمئن شوم که یک قوطی در دست داری در خیابان لعنتی، “من جهنم را بر دفتر شما خواهم بارید و مطمئن شوم سرها به هم می ریزند”، از جمله جملات دیگر).

یا خود، جایی که قاضی استاتسینگر هیچ تهدید واقعی پیدا نکرد، درگیر این جملات بود: «من می‌توانم از تو بگذرم»، «برو خودت را بکش عوضی»، و «تو ارزش این را نداری که این عوضی را بگیری».

در بررسی پرونده‌هایی که از زمان تحلیل قاضی استاتسینگر تصمیم گرفته شده است، این دادگاه تز او را درست می‌بیند. از سال 2015، دادگاه‌های نیویورک تنها به یافتن «تهدیدات واقعی» در مواردی ادامه داده‌اند که ارتباطات ادعایی حاوی تهدید خاصی برای آسیب‌های آینده باشد. در جایی که هر یک از عناصر مفقود بود، دادگاه متوجه شد که هیچ تهدید واقعی وجود ندارد. برای مثال، هیچ تهدید واقعی در این موارد یافت نشد:

  • مردم علیه اسپرویل (NY Cty. Crim. Ct. 2015) (“من بچه هایت را می گیرم. دیگر برایت پول نمی فرستم. وقتی تو را دیدم با مشت به صورتت می زنم. مراقب پشتت باش. عوضی. فاحشه. کنت.”)
  • مردم علیه گیبز (Bronx Cty. Crim. Ct. 2015) (“دیوید سعی کرد به من دست بزند. دیوید یک متجاوز به عنف است. اگر دوباره بخواهد به من دست بزند باید از خودم دفاع کنم. من تو و دیوید را به زندان می اندازم. دیوید به من بدهکار است. وقتی شما را دیدم تماشا کنید. من نمی دانم چرا باید پلیس را درگیر کنید. این به شما ربطی ندارد. برای شما اتفاق خواهد افتاد.”).
  • مردم علیه پاول (Bronx Cty. Crim. Ct. 2016) (“ای عوضی لعنتی حالا پلیس ها را درگیر کردی. اجازه نده من تو را درگیر کنم. چرا دروغ می گویی. من نمی دانم فکر می کنی کی هستی. یادت باشد که باید از جایی که تو را می بینم عبور کن.”)
  • مردم در مقابل دپاسکوال (Kings Cty. Crim. Ct. 2017) (“تو پایین نیستی و تماشا کن وقتی پیدات کردم، بیا بیرون، بچه را رها کن.”)
  • People v. Grammatico (Monroe Cty. Just. Ct. 2017) (“من می خواهم به تو صدمه بزنم و مجبورت کنم تاوان کاری را که با من کردی بپردازی، عوضی طلایاب.”)

… در این مورد، اطلاعات ادعای تهدید واقعی آسیب فیزیکی به شخص یا آسیب غیرقانونی به اموال را ندارد. در واقع، مانند در یابسیاری از جملاتی که در اینجا آمده است «اصلاً تهدید نیست» چه برسد به حرف های واقعی. جملاتی مانند «به همین دلیل مشکل بابا داشتی» و «به همین دلیل مورد آزار و اذیت قرار گرفتی» «به وضوح تلاش برای توهین و تحقیر شاکی است». اما آنها تهدید نیستند.”

بیانیه “به همه می گویم مورد آزار شما قرار گرفته اید” احتمالاً یک تهدید است، اما تهدیدی برای آسیب فیزیکی به شخص یا آسیب غیرقانونی به اموال نیست، که تنها انواع تهدیدهایی هستند که PL § 240.30(1) جرم انگاری می کند. عبارات باقیمانده “اینجا آدرس من است، بلند شو” و “من می دانم کجا می گذری” آنقدر مبهم هستند که نمی توانند “تهدید واقعی” باشند. آنها مشابه اظهارات دیگری هستند که دادگاه های نیویورک آن را بسیار مبهم تشخیص داده اند که نمی تواند تهدید واقعی باشد، همانطور که در بالا ذکر شد، مانند “من در راه آن طرف هستم”، “چیزی قرار است برای شما اتفاق بیفتد”، “من شما را می گیرم”. “، “مراقب قدمت باش” یا “بیا بیرون، بچه را رها کن.”

برای روشن بودن، نقص چهره در اینجا، آنطور که مردم آن را تعبیر می کنند، این نیست که «از حقایق ادعا شده نیز بتوان استنتاج های بی گناهی گرفت». نقص این است که هیچ استنباط جنایی نمی توان از حقایق ادعا شده به دست آورد، و مطمئناً هیچ استنباط کیفری نمی تواند تهدید واقعی آسیب فیزیکی به شخص یا آسیب غیرقانونی به اموال را ایجاد کند. در نتیجه، اطلاعات از نظر چهره برای تشخیص جرم متهم ناکافی است.

{[T]مردم ادعاهای دیگری نیز مطرح کرده اند، یعنی اینکه خانم بناونته «به مدت دو سال» با شاکی «تماس های تلفنی آزاردهنده» برقرار کرده است. این ادعا بی سوگند است و فقط در پاسخ مردم آمده است، نه در شکایت سوگند خورده یا تودیع حمایتی. مطابق با اصول اساسی کفایت صورت، دادگاه از بررسی این ادعا خودداری می کند.}

احساس من این است که بسیاری از موارد ذکر شده در رای دادگاه‌های دیگر (حداقل در خارج از نیویورک) به گونه‌ای متفاوت تصمیم گرفته می‌شدند، زیرا به نظر می‌رسد که آنها به طور خاص تهدید به خشونت غیرقانونی را ذکر می‌کنند.

اما من تمایل دارم بگویم که تهدید به افشای اینکه کسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است – حداقل بدون تلاش برای باج خواهی، جایی که تهدید ابزاری برای بدست آوردن پول یا چیز ارزشمند دیگری است – هیچ جا مجازات کیفری نخواهد داشت. (توجه داشته باشید که در برخی ایالت‌ها ممکن است تهدید به افشای اینکه شخصی مورد آزار قرار گرفته است، تحت عنوان جرم افشای حقایق خصوصی قابل اقدام باشد؛ اما نیویورک حتی آن جرم را به رسمیت نمی‌شناسد، بنابراین این تهدید یک تهدید نبوده است. تهدید به ارتکاب یک اشتباه مدنی.)

به جولی بی.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.