افکار آزمایشی درباره ادعای یهودیان برای “سقط جنین مذهبی”


اخیراً، جماعت L’Dor Va-Dor، کنیسه ای در شهرستان پالم بیچ، فلوریدا، قانون اساسی محدودیت جدید سقط جنین فلوریدا را به چالش کشید. من فکر می کنم مشکلات رویه ای زیادی با آن وجود دارد شکایت، از جمله ایستادن و دامنه درمان پیشنهادی. (پست من را اینجا ببینید.) اما در اینجا می‌خواهم به سؤال شایستگی بپردازم – یا حداقل برخی از افکار آزمایشی را در مورد این موضوع ارائه کنم: آیا ممنوعیت سقط جنین، حقوق ورزش رایگان زنان یهودی را نقض می‌کند؟ زیر Employment Division v. Smithقانون سقط جنین یک قاعده خنثی با کاربرد عمومی تلقی می شود، بدون هیچ نشانه ای از دشمنی با یهودیان. این قانون به راحتی از بررسی مبنای عقلانی جان سالم به در خواهد برد. اما یک جنبش قوی برای لغو وجود دارد اسمیت— مرحله ای که دادگاه از آن کوتاهی کرد فولتون. بنابراین من به این سوال جداگانه می پردازم که آیا این قانون چارچوب قبل از اسمیت را نقض می کند یا خیر شربرت علیه ورنر. (استعلام ممکن است تحت قانونی مانند RFRA که فلوریدا دارد کمی متفاوت باشد به تصویب رسید.)

زیر شربرت دادگاه می‌پرسد که آیا قانون سقط جنین فلوریدا به‌طور قابل‌توجهی اعمال آزادانه مذهب برخی از زنان یهودی را سنگین می‌کند؟ دیوان عالی این عنصر را با عبارات واضح توصیف کرده است. به عنوان مثال، در شربرت علیه ورنرقاضی برنان نوشت که سیاست کارولینای جنوبی «نیروهای [the Seventh-day Adventist] انتخاب بین عمل به احکام دین و سلب منافع از یک سو و ترک یکی از احکام دین برای پذیرش کار از سوی دیگر.» اخیراً در Burwell v. Hobby Lobby Stores، دادگاه مشاهده کرد که “اگر مالکان از دستور HHS پیروی کنند، آنها معتقدند که سقط جنین را تسهیل می کنند.” قاضی آلیتو نوشت، این تحمیل بدیهی است که «بار قابل توجهی» است. در هر دو مورد، دولت شخص را به دوراهی واداشت: پیرو دین خود باشید و عواقب مدنی را متحمل شوید یا از قانون مدنی پیروی کنید و عواقب مذهبی را متحمل شوید. در این اصطلاحات، عواقب جدی برای نادیده گرفتن کلیسا یا دولت وجود دارد.

در این تصمیمات، دادگاه هرگز مناسب ندید که به طور عمیق در مورد این که آن پیامدهای کلیسایی چیست بحث کند. به عنوان مثال، قاضی آلیتو در مورد اینکه آیا اعضای خانواده سبز معتقد بودند که در زندگی پس از مرگ به دلیل ارائه برخی از داروهای ضد بارداری مجازات خواهند شد، صحبت نکرد. دادگاه احتمالاً فرض می‌کرد که اصحاب دعوا در اعتقاد خود مبنی بر اینکه انجام این اقدامات عواقب معنوی خواهد داشت صادق بودند. در واقع، در لابی هابی، “هیچ کس… صداقت اعتقادات مذهبی خود را مورد مناقشه قرار نداد.” (در Unraveled، من درباره چگونگی اتخاذ آگاهانه این استراتژی توسط دولت اوباما بحث کردم.)

شاید برای مسیحیان تعیین کمیت عواقب ارتکاب گناه آسانتر باشد. اما برای یهودیان، موضوع بسیار پیچیده تر است. یهودیت یک دین متمرکز نیست. هیچ معادل یهودی برای پاپ وجود ندارد. ما اغلب از یهودیان «ارتدوکس»، «محافظه‌کار» و «اصلاح‌طلب» صحبت می‌کنیم، اما حتی در این دسته‌بندی‌ها، هیچ مجموعه رسمی یا استانداردی از آموزه‌ها وجود ندارد. هر جماعتی، در واقع، هر خاخامی، ممکن است از آموزه ها به شیوه های مختلف پیروی کند. علاوه بر این، هر یهودی می تواند به شیوه خود ایمان داشته باشد. و هیچ الزامی برای سازگاری وجود ندارد. یک یهودی می‌توانست صبح یک عقیده داشته باشد و بعد از ناهار نظر خود را تغییر دهد و بعد از شام به حالت اولیه برگردد. اره قدیمی، دو یهودی، سه عقیده، مناسب است

با توجه به این ماهیت متفاوت یهودیت، تصمیم گیری در مورد اینکه آیا قوانین یهود در واقع نوعی الزام یا وظیفه برای سقط جنین برای نجات جان یک زن را تحمیل می کند، مفید نمی دانم. من مطمئن هستم که بحث های قوی در هر دو طرف این موضوع وجود خواهد داشت، اما برای اهداف دادگاه ها، پاسخ مهم نیست. اگر شاکی خاص صادقانه معتقد باشد که دین او چنین وظیفه ای را تحمیل می کند، دادگاه نمی تواند خلاف آن را بیان کند.

بسیاری از مدافعان در جامعه آزادی مذهبی مدتهاست که در اختیار دادن به دادگاهها برای بررسی دقیق صداقت مردد بوده اند. اگر به پستی برویماسمیت جهان، من فکر می کنم این پارادایم باید تغییر کند. به عنوان مثال، در طول همه گیری، احساس من این است که بسیاری از مخالفان مذهبی به دستورات واکسن صادقانه نبودند. آنها به دنبال دلیلی – هر دلیلی – برای مقاومت در برابر ضربه بودند. اعتراض آنها سیاسی یا فلسفی یا پزشکی یا چیز دیگری بود – اما بر اساس وجدان نبود. وکلا در شرکت های آزادی مذهبی این واقعیت را تأیید می کنند. در مجموع، من فکر می‌کنم که جنبش آزادی مذهبی با ارائه کمک به کسانی که صادقانه این عقاید را دارند، و از بین بردن کسانی که جمعی هستند سود خواهد برد. پسری که گریه می کند گرگ – یا خدا – همه ما را آزار می دهد.

که مرا به جماعت L’Dor Va-Dor می رساند. وب سایت جماعت این را ارائه می دهد شرحما توسط خاخام بری سیلور رهبری می‌شویم، که رهبری او به ما اجازه داده است که به کنیسه‌ای تبدیل شویم که ترکیبی خاص از یهودیت مدرن و مترقی را اجرا می‌کند که اگرچه ریشه در کتاب مقدس دارد، اما بر درک مدرن از عقل و علم نیز مبتنی است. ” (خاخام سیلور نیز وکیلی است که شکایت را در دادگاه ایالتی ارائه کرده است – او بوده است در دادگاه ایالتی تحریم شد.) این وب سایت به وضوح این جماعت را با هیچ سازمان اصلاح یا بازسازی مرتبط نمی کند، اما می توان حدس زد که خاخام سیلور با جنبش ارتدکس ارتباطی ندارد.

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های یهودیت ارتدوکس و یهودیت اصلاحی، رفتار با قانون یهود است که به عنوان هالاچا. یهودیان ارتدکس تمایل به مشاهده دارند هالاچا به عنوان الزام آور یهودیان اصلاح طلب تمایلی به این کار ندارند. (این مقاله از ReformJudiasm.org یک دیدگاه در مورد این موضوع ارائه می دهد.) برای استفاده از یک مثال، یهودیان ارتدکس تمایل دارند از مجموعه ای سختگیرانه از قوانین رژیم غذایی پیروی کنند که به عنوان قوانین مربوط به رژیم غذایی شناخته می شود. کشروت. در مقابل، یهودیان اصلاح طلب تمایل دارند این قوانین را الزام آور تلقی نکنند و با خوردن غذاهای غیرکوشر مشکلی نخواهند داشت. یهودیان ارتدوکس تمایل دارند از انجام کار (به طور کلی تعریف شده) در روز سبت اجتناب کنند. در مقابل، یهودیان اصلاح طلب تمایل دارند این قوانین را الزام آور تلقی نکنند و مشکلی با کار در روز سبت نخواهند داشت. این اظهارات مسلماً تعمیم های ناخالصی هستند، اما روندهای گسترده را در بر می گیرند.

این دوگانگی تأثیری بر بند تمرین آزاد دارد. اگر دولتی ذبح آیینی کوشر را ممنوع می کرد (مانند چندین کشور اروپایی انجام داده اندآیا آن قانون بار قابل توجهی را بر اعمال آزادانه دین تحمیل می کند؟ برای آن دسته از یهودیانی که قوانین کشروت را الزام آور می دانند و در شرایط خاص موظف به خوردن گوشت کوشر هستند – مسئله ای که در مورد آن بحث هایی وجود دارد – ورزش آزاد کاملاً سنگین است. برای آن دسته از یهودیانی که قوانین کشروت را توصیه ای یا شاید آرزویی می دانند و به طور معمول غذاهای غیر کوشر می خورند، احتمالاً بار قابل توجهی برای ورزش آزاد وجود ندارد. به همین ترتیب، تصور کنید اگر یک ایالت پرداخت مزایای استخدامی را به تمایل فرد به کار در روز شنبه مشروط کند (حقایق در شربرت علیه ورنر.) یهودی که در رعایت هالاچا، هرگز آثار در روز شنبه نمی تواند به طور قابل اعتمادی ادعا کند که بار قابل توجهی دارد. یهودی که ممنوعیت کار در روز سبت را آرزویی می‌داند و همیشه در روز شنبه کار می‌کند، نمی‌تواند به طور قابل اعتمادی ادعای بار اساسی کند – یا به عبارت دقیق‌تر، چنین ادعایی نمی‌تواند صادقانه باشد.

این پیشینه ما را به ادعاهای دقیق مطرح شده توسط جماعت L’Dor Va-Dor می رساند. این شکایت تا حدودی درهم و برهم است، اما در این دعا مدفون شده است، یک ادعای مذهبی است: زنان یهودی نوعی تعهد مذهبی برای سقط جنین دارند، اگر بارداری سلامت آنها را تهدید کند. این استدلال بر اساس هالاچاکه باز هم یهودیان اصلاح طلب آن را الزام آور نمی دانند. بنابراین نکته اصلی این پست اینجاست: اگر تقریباً تمام جنبه های دیگر هالاچا برای اعضای این جماعت الزام آور نیست، چگونه ممکن است که این یک آموزه در مورد سقط جنین الزام آور باشد – آنقدر الزام آور، که ممنوعیت یک دولت از آن آموزه عملاً به طور قابل ملاحظه ای اعمال آزادانه دین را سنگین می کند؟ این شکایت با افراد بی‌شماری که به راحتی اعتراض مذهبی به واکسن کووید را کشف کردند، اما بسیاری از واکسن‌های دیگر را دریافت کردند، متفاوت است. به همین ترتیب، اعضای این جماعت با طفره‌روانی که به طور معجزه‌آسایی فضیلت‌های کواکریسم را کشف کردند، نمی‌ایستند. اعضای جماعت L’Dor Va-Dor احتمالاً این نظرات را در مورد سقط جنین و هالاچا برای یک مدتی. اما برای ادعای اینکه اعمال مذهبی آنها به طور قابل ملاحظه ای سنگین است، به نظر من باید مقداری گسترده تر نشان دهد که اعتقاد دینی ماهیت اجباری دارد. این باور نمی تواند به سادگی آرزویی باشد. برای استفاده از قیاس با قانون، این سابقه نمی تواند صرفاً قانع کننده باشد. باید الزام آور باشد

پروفسور شری کولب به یک استدلال مرتبط پرداخت:

اگر کسی بخواهد بر ادعای “سقط جنین مذهبی” غلبه کند، باید دین خود را اثبات کند. نیاز دارد یک سقط جنین به جای اینکه صرفاً انجام شود اجازه می دهد یکی برای داشتن یکی اگر دین فرد مستلزم سقط جنین باشد، آنگاه قانون ایالتی که سقط جنین را ممنوع می کند، آشکارا در توانایی فرد برای انجام دین خود دخالت می کند. اما چه زمانی دین هر کسی نیاز به سقط جنین دارد؟

اگر ایمان این جماعت مستلزم احتراز سبت و غیره نباشد، آیا می توان گفت که این ایمان واقعاً تکلیف سقط جنین را به همراه دارد؟ یک مکالمه فرضی بین خاخام و یک جمع زن را تصور کنید:

جماعت: آیا باید کوشر را نگه دارم؟

خاخام: نه.

جماعت: آیا باید از کار در روز سبت خودداری کنم؟

خاخام: نه.

Congregant: اما اگر بارداری من ممکن است بر سلامتی من تأثیر بگذارد، آیا باید سقط جنین انجام دهم؟

خاخام: کاملاً، بله. سوالی در موردش نیست

جماعت: اگر تصمیم بگیرم در زمانی که سلامتی ام در خطر است سقط جنین نکنم، آیا گناه می کنم؟ آیا به هر طریقی با اعمال من مخالفت می شود؟

خاخام: نه و نه.

به گونه ای دیگر بیان می شود، اگر دیدگاه اعتقادات مذهبی یک فرد باشد هالاچا به عنوان غیر الزام آور – یعنی شخص ملزم به انجام اقدام خاصی برای رعایت آن نیست هالاچا– دشوار است ادعا کنیم که ممنوعیت دولتی از آن عمل، خود بار اساسی دین است. و اگر فردی 99.9 درصد از هالاچا به عنوان غیر الزام آور – از جمله قوانین بسیار ریشه دارتر حاکم بر ذبح کوشر و رعایت سبت – اما تفسیر الزام آور تلقی می شود. هالاچا که بر سقط جنین تأثیر می گذارد، من فکر می کنم که صداقت فرد می تواند به چالش کشیده شود. به عبارت دقیق تر، این شخص ممکن است صمیمانه معتقد باشد که دینش اجازه سقط جنین را می دهد – و شاید حتی تشویق می کند – در چنین مواردی، اما صادقانه معتقد نیست که دین این عمل را به گونه ای وادار می کند که این ممنوعیت به طور قابل توجهی ورزش او را سنگین کند. مفهوم حقوقی “بار اساسی” که در چارچوب ادیان مسیحی ایجاد شد، به طور دقیق بر روی یک ایمان یهودی که در واقع هیچ الزامی را بر اجتماعات تحمیل نمی کند، نگاشت نمی شود، بلکه در عوض فقط اصول آرزویی را ارائه می دهد.

نتیجه گیری من در اینجا نباید تعجب آور باشد. از نظر تاریخی، افرادی که ادعای ورزش رایگان را مطرح کردند، بیشتر دیده‌بان یا ارتدکس هستند. کسانی که کمتر دیندار هستند، کمتر تحت فشار محدودیت‌های دین قرار می‌گیرند. با بیان متفاوت، کسانی که اعمال مذهبی آنها با هنجارهای رایج اجتماعی در تضاد نیست، بعید است که در دادگاه به دنبال جبران خسارت باشند. این افرادی هستند که اعمال مذهبی آنها با هنجارهای رایج اجتماعی در تضاد است که در دادگاه ها به دنبال جبران خسارت خواهند بود. چیزی که ادعای “سقط جنین مذهبی” را متفاوت می کند این است که افرادی که تمایل به رعایت کمتری دارند، اکنون خود را در تضاد با هنجارهای رایج اجتماعی می یابند – پس از …دابز– و به دنبال جبران خسارت در دادگاه هستند. بند ورزش رایگان برای همه افراد اعمال می شود، اما این سؤال که آیا یک قانون اساساً اعمال آزادانه دین را سنگین می کند، به نحوه عمل فرد به ایمان خود بستگی دارد.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.