آیا آمریکا آزادی بیان را کنار گذاشته است؟


اکثر مردم حداقل برخی از خانواده و دوستانی دارند که با آنها در مورد مذهب، سیاست و سایر موضوعات عصبی اختلاف نظر دارند. ما روابط خود را با این افراد حفظ می کنیم زیرا برخی از مشترکات ما را تشویق می کند که از اختلافات خود با آنها گذشته نگاه کنیم – زیرا علیرغم تفاوت هایمان، مبنایی برای اعتماد به آنها و حسن نیت آنها نسبت به خود داریم. حتی ممکن است هرازگاهی با این دوستان و خانواده به روشی کاملاً مدنی درگیر شویم (البته، اگر نظرسنجی‌ها درست باشد، تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها دوستان و اعضای خانواده خود را به دلیل سیاست کنار می‌گذارند، ظاهراً لیبرال‌ها محافظه‌کاران را کنار می‌گذارند، نه برعکس). دور و بر).

احمقانه است که انتظار داشته باشیم سطح اعتمادی که به دوستان و خانواده داریم به جامعه در کل گسترش یابد. با این حال، اعتماد اجتماعی نقش بسیار مهمی در گفتمان عمومی دارد. این به ما این امکان را می دهد که بدون انتظار بدترین هموطنان خود، بدون اینکه فکر کنیم آنها قصد دارند ما را بگیرند، درگیر شویم – به طور خلاصه، بدون شخصی سازی بحث به گونه ای که همه را در حالت تدافعی و عصبانیت قرار دهد.

که در بازنگری از کتاب جدید جیکوب مچانگاما، آزادی بیاندر سایت قانون و آزادی امروز، من استدلال می‌کنم که این اعتماد اجتماعی به شدت از بین رفته است و مشکلات آمریکایی‌ها با آزادی بیان بیشتر ناشی از فروپاشی اجتماعی است تا تعهد ناموفق به ایده‌های انتزاعی درباره بیان. در اینجا گزیده ای آمده است:

این یک ویژگی بارز زندگی آمریکایی در ربع اول قرن بیست و یکم است که ما به نوعی فرهنگی ایجاد کرده ایم که در آن همه احساس ناراحتی می کنند. این به ویژه در مورد آزادی بیان صادق است. هم محافظه‌کاران و هم مترقی‌ها بر این باورند که مخالفانشان می‌خواهند آنها را ساکت کنند – نه فقط آنها را در مناظره‌ها شکست دهند و در انتخابات بر آنها چیره شوند، بلکه آنها را بترسانند، آنها را برای همیشه خاموش کنند، و هرگونه امکان مقاومت را از بین ببرند. بسیاری از هر یک از طرفین، طرف دیگر را نه صرفاً اشتباه، بلکه بی انگیزه و خطرناک می دانند، یک تهدید وجودی که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود شکست خورد.

این وضعیت در تاریخ آمریکا بیش از آن چیزی است که بخواهیم اعتراف کنیم. شاید به این دلیل که ما خود را در شرایط مشیت‌آمیز می‌بینیم – همانطور که لینکلن می‌گوید «آخرین بهترین امید زمین» – آمریکایی‌ها همیشه نسبت به تهدیداتی که دموکراسی ما با آن مواجه است حساس بوده‌اند و اغلب نگران دشمنان در انتشار «اطلاعات نادرست» بوده‌اند. دوران احساس خوب نسبتاً نادر رخ می دهد. با این حال، سطح اتهامات در حال حاضر بسیار بالا به نظر می رسد، و بسیاری از آمریکایی ها ظاهرا معتقدند که ما باید مخالفان خود را قبل از اینکه موفق به ساکت کردن ما شوند، ساکت کنیم.

که در آزادی بیان: تاریخی از سقراط تا رسانه های اجتماعیژاکوب مچانگاما معتقد است که تعهد مجدد به بیان آزاد می تواند به ما در این دوران پرفراز و نشیب کمک کند. Mchangama، یک وکیل و بنیانگذار Justitia، یک سازمان حقوق بشر در دانمارک، یک تاریخچه برنامه‌ای نوشته است که «ارتباط[s] مناقشات گفتار گذشته با مبرم‌ترین موارد معاصر.» او معتقد است، بحث‌های امروز درباره آزادی بیان، بحث‌های گذشته را مرور می‌کند، و درست مانند اجداد ما، ما باید از حق صحبت در برابر کسانی که آن را سلب می‌کنند دفاع کنیم.

نوشتن یک تاریخ جامع مانند این یک کار بلندپروازانه است، و آزادی بیان یک موفقیت ترکیبی است. Mchangama جذاب می نویسد و تحقیقات خود را انجام داده است. فصل های مربوط به اینترنت و رسانه های اجتماعی به خصوص خوب هستند. اما حتی در 500 صفحه، تاریخی که هزاران سال را در بر می گیرد و تمدن های بسیاری را در بر می گیرد، گاهی اوقات کمی سطحی خواهد بود. علاوه بر این، همانطور که خود او تشخیص می دهد، تحمل گفتار دیگران به همان اندازه که به قانون بستگی دارد به فرهنگ بستگی دارد – و در آمریکای قطبی شده و بی اعتماد امروزی، ما کمتر و کمتر احتمال دارد که مخالفان خود را از شک و تردید بهره مند کنیم و به آنها اجازه دهیم. آنها می گویند حتی اگر قانون اجازه دهد.

می توانید کل انشا را بخوانید اینجا.



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *